

#part_36
اروم چشمامو باز کردم تو همون اتاق بودم، هه آقا حتی به خودش زحمت نداده منو یکم جابه جا کنه!
بلند شدم رفتم سمت دستشویی توی آینه خودمو نگاه کردم جی دسناش رو گردنم کبود شده بود آبی به صورتم زدم.
چرا دقیقا اینجام؟ چرا فرار نمی کنم؟ چرا این قدر احمقم؟!
تو یه حرکت تصمیم گرفتم سریع از دستشویی اومدم بیرون داخل کمد و گشتم یه دست مانتو شلوار دخترونه رنگ رو رفته بود، مانتو آبی کاربنی با جین مشکی که سر زانوهاش فک کنم از بس باهاش نشسته بود زانو انداخته بود!
خوشحال شدم از این که حداقل یه چیزی بود اومدم بپوشم صدای جیغ دخترونه ای رو متوجه شدم.
عیر از منو آتش کسی نبود این جا! چه طور ممکنه؟ نه بابا حتما خیالاتی شدم ولی باز صدای جیغ اومد نه انگار راسته!
مانتو انداختم رو تخت و آروم در اتاق و باز کردم صدا دختره می یومد که می گفت:
دختر- چی میخوای از جونم بزار زندگی کنم به خدا قسم دوسش دارم!
صدای کنترل سده آتش اومد که می گفت:
-بهت گفته بودم تو از منی و حق دخالت نداری اگه دست از پا خطا کنی پسره رو می کشم!
دختر- تو زن داری چرا نمی فهمی هان منم شوهر دارم یکی دیگه رو دوست دارم!
بدون سر و صدا اضافی داخل پله ها جای حساسی بودم چند تا پله با پذیرایی فاصله داست از نرده ها آویزون شدم دختره رو نمی دیدم، باز صدای آتش اومد که می گفت:
اتش- من زن ندارم من فقط تو رو می خوام!
یعنی چی آتش زن داره؟ اخه مگه میشه بعد دنبال یه دختره دیگه اس اوف اینا زندگی ندارن کاروان سراس
دختره سرشو داد عقب نه! نه! دارم درست می بینم مریم دختره مریمِ!
آتش- یا با من می مونی یا پسره میمیره!
مریم- آتش تو رو خدا ولم کن! بزار خوشبخت شم.
آتش و انگار بمب بارون کردن لیوان های رو میز رو انداخت زمین و گفت:
اتش-که با اون خوشبختی آره؟ حالیت می کنم
قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43بعد





















عالی متینا جونم
خیلی عشقی
فدات بشم
من ک کفم برید
ممنونم عزیزم🤗
عالی عزیزم چرا پارت کم میزاری؟
خیلی عالیه عزیزم
🌈❤
خیلی عالی بود عزیزم
🌈❤
رمانت مثل خووودت عااااللللییییی
ععععاااااااالییییییی مث خودت
پسر دیوانه اس؟ موضوعش جدیده
خیلیییییییییی رمان قشنگی بود فقط زودتر پارت بزارید عالی بود حرف نداشت متیناجونم درضمن اسم قشنگیم داری🌷😂
واااای خیلی عالی بود یکه یکه یک بود خیلی قشنگ بود
سلام رمانتون خیلی قشنگه
ارزش خوندن داشت جلد دومش کی میاد؟
وای چه شک بزرگی بود اخرش جلد دوم داره
سلام
در کل رمانی خوب و ماجراش متفاوت بود ولی یه عیب بزرگ داشت که اتفاقاتش به هم پیوسته نبود ادم هی حس میکرد وسطش یه پارتش افتاده.میتنا جان لطفا سعی کن جلد دوم رو ماجراهاشو بهم پیوسته بنویسی نه اینکه جدا از هم.ممنون از قلم طلایی و دستان زحمت کشتون🙏😊