| چهارشنبه 8 بهمن 1404 | 23:29
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
آخرین ارسال های انجمن
  • #part_36

    اروم چشمامو باز کردم تو همون اتاق بودم، هه آقا حتی به خودش زحمت نداده منو یکم جابه جا کنه!
    بلند شدم رفتم سمت دستشویی توی آینه خودمو نگاه کردم جی دسناش رو گردنم کبود شده بود آبی به صورتم زدم.
    چرا دقیقا اینجام؟ چرا فرار نمی کنم؟ چرا این قدر احمقم؟!
    تو یه حرکت تصمیم گرفتم سریع از دستشویی اومدم بیرون داخل کمد و گشتم یه دست مانتو شلوار دخترونه رنگ رو رفته بود، مانتو آبی کاربنی با جین مشکی که سر زانوهاش فک کنم از بس باهاش نشسته بود زانو انداخته بود!
    خوشحال شدم از این که حداقل یه چیزی بود اومدم بپوشم صدای جیغ دخترونه ای رو متوجه شدم.
    عیر از منو آتش کسی نبود این جا! چه طور ممکنه؟ نه بابا حتما خیالاتی شدم ولی باز صدای جیغ اومد نه انگار راسته!
    مانتو انداختم رو تخت و آروم در اتاق و باز کردم صدا دختره می یومد که می گفت:
    دختر- چی میخوای از جونم بزار زندگی کنم به خدا قسم دوسش دارم!
    صدای کنترل سده آتش اومد که می گفت:
    -بهت گفته بودم تو از منی و حق دخالت نداری اگه دست از پا خطا کنی پسره رو می کشم!
    دختر- تو زن داری چرا نمی فهمی هان منم شوهر دارم یکی دیگه رو دوست دارم!
    بدون سر و صدا اضافی داخل پله ها جای حساسی بودم چند تا پله با پذیرایی فاصله داست از نرده ها آویزون شدم دختره رو نمی دیدم، باز صدای آتش اومد که می گفت:
    اتش- من زن ندارم من فقط تو رو می خوام!
    یعنی چی آتش زن داره؟ اخه مگه میشه بعد دنبال یه دختره دیگه اس اوف اینا زندگی ندارن کاروان سراس
    دختره سرشو داد عقب نه! نه! دارم درست می بینم مریم دختره مریمِ!
    آتش- یا با من می مونی یا پسره میمیره!
    مریم- آتش تو رو خدا ولم کن! بزار خوشبخت شم.
    آتش و انگار بمب بارون کردن لیوان های رو میز رو انداخت زمین و گفت:
    اتش-که با اون خوشبختی آره؟ حالیت می کنم

     

    قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43بعد

    چه امتیازی میدید به این پست

    میانگین امتیازات ۴ از ۵
    از مجموع ۲۵ رای
    • اشتراک گذاری
    تبلیغات
    • 2337 روز پيش
    • متینا
    • 91,974 بار بازدید
    • 14 نظر
    لینک کوتاه مطلب:
    نظرات
    • Fatii
      14 شهریور 1398 | 23:16

      عالی متینا جونم
      خیلی عشقی
      فدات بشم
      من ک کفم برید

    • متینا
      17 شهریور 1398 | 23:00

      ممنونم عزیزم🤗

    • سحر
      19 شهریور 1398 | 16:47

      عالی عزیزم چرا پارت کم میزاری؟

    • Kimia
      19 شهریور 1398 | 17:52

      خیلی عالیه عزیزم
      🌈❤

    • Kimia
      19 شهریور 1398 | 17:53

      خیلی عالی بود عزیزم
      🌈❤

    • Hichkas
      20 شهریور 1398 | 12:15

      رمانت مثل خووودت عااااللللییییی

    • Hichkas
      20 شهریور 1398 | 12:34

      ععععاااااااالییییییی مث خودت

    • زیبا
      20 شهریور 1398 | 21:17

      پسر دیوانه اس؟ موضوعش جدیده

    • نگارسلیمانی
      30 شهریور 1398 | 22:28

      خیلیییییییییی رمان قشنگی بود فقط زودتر پارت بزارید عالی بود حرف نداشت متیناجونم درضمن اسم قشنگیم داری🌷😂

    • اریا
      1 مهر 1398 | 10:20

      واااای خیلی عالی بود یکه یکه یک بود خیلی قشنگ بود

    • سجاد رشیدی
      16 مهر 1398 | 22:09

      سلام رمانتون خیلی قشنگه

    • Baran
      16 مهر 1398 | 22:17

      ارزش خوندن داشت جلد دومش کی میاد؟

    • Zahra
      16 مهر 1398 | 22:25

      وای چه شک بزرگی بود اخرش جلد دوم داره

    • fatemeh
      3 شهریور 1400 | 00:40

      سلام
      در کل رمانی خوب و ماجراش متفاوت بود ولی یه عیب بزرگ داشت که اتفاقاتش به هم پیوسته نبود ادم هی حس میکرد وسطش یه پارتش افتاده.میتنا جان لطفا سعی کن جلد دوم رو ماجراهاشو بهم پیوسته بنویسی نه اینکه جدا از هم.ممنون از قلم طلایی و دستان زحمت کشتون🙏😊

    نام (الزامی)

    ایمیل (الزامی)

    وبسایت

    معادله امنیتی رو بنویس تا بدونم ربات نیستی *-- بارگیری کد امنیتی --

    درباره سایت
    سرزمین رمان
    سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
    آرشیو مطالب
    آخرین نظرات
    • سجاد رشیدیسلام بنده تست کردم لینک مشکلی نداره...
    • رمان خون درجه ۱سلام ببخشید جلد دوم فایتر هنوز منتشر نشده ؟...
    • Mahyyaسلام ببخشید نمیتونم دانلود کنم چرااا...
    • پریسلام چطور میشه این کتاب را تهیه کرد و خوند؟ من هرچقدر روی لینک دانلود میزنم نمیا...
    • فاطمهسلام هنوزم داری؟...
    • آرتینرمان خیلی خوبیه ولی به نظرم نسترن قربانی شد...
    برای ارتباط با مدیر سایت و انجمن با آیدی تلگرام @sarzaminromanSupportدر ارتباط باشید با تشکر
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.