

پارت هجدهم
چند قدم عقب رفتم و با ترس گفتم:
ـ ساردین میخوایی چجوری با این مبارزه کنیم؟
ـ قوی باش و روحیت رو از دست نده به فکر مردم باش باید نیروی خودمون رو فعال کنیم و کنترلش کنیم.
سری تکون دادم و چشمام رو بستم. و بعد بلند گفتم:
ـ نیروی آتش فعال شو
ساردین هم گفت:
ـ نیروی آب فعال شو
بالا رفتم و بالا رفتم و دورم آتش بود. لباسی آتشی رنگ و زیبا بر تنم شد. یک شلوار آتشی و قهوه ای با لباسی همون رنگ که شونه چپش روی شونه هام افتاده بود.
عصایی خوشگل و زیبایی دستم بود و روی اون الماسی آتشی خودنمایی میکرد.
به ساردین نگاه کردم که لباس آبی رنگی برتن داشت و شلوار مشکی هم پوشیده بود و انگشتری بزرگ با الماسی از رنگ آبی خودنمایی میکرد.
به هم نگاه کردیم و سری تکون دادیم و نزدیک اونها شدیم.
ملکه شارلوت چند قدم عقب رفت.
پوزخندی زدم و گفتم:
ـ چیشد ترسیدی؟
نگاهی بهم کرد و با دستش اشعه های سیاهی پرتاب کرد.
عصام رو جلو آوردم و مانع نیروی اون شدم.
نیروی اون زیاد بود که ساردین هم با انگشترش نیروی آب رو آورد و برای دفع اون نیروی سیاه کمکم کرد.
واقعا جای تعجب داشت که چرا وقتی نیروی آب و آتش کنار هم قرار میگیرند آب، آتش رو خاموش نمیکنه یا چرا آتش، آب رو بخار نمیکنه؟!
بهم نگاهی کردیم. چشم تو چشم بودیم. تا اینکه تونستیم نیروی سیاه رو دفع کنیم اما….
قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55بعد





























سلام
من این رمانو خیلی دوست دارم
خواهش میکنم تندتند پارت بگذارید
خواهش میکنم
چشم عزیزم حتما قول میدم شبی دوپارت بزارم😄😘
فقط تو سایت پارت میذارید 🤔
سلام خیلی خلاصه رمان قشنگه حرف نداره
عالیه
ممنونم عزیزم امیدوارم از خود رمانم خوشت بیاد ❤💗
عزیزان و طرفدارن رمان الماس آب و آتش به اطلاع شما عزیزان میرسانم که از اول مهرماه هر پنجشنبه هر هفته پنج پارت برای این رمان گذاشته میشه با تشکر❤💞
خیلییییییییی قشنگه نویسنده این رمان بهترین نویسنده جهانه من رمان یک فنجان خاطره ام خوندم و اونم عالی بود
🌹🌹🌹🌹🌹🌹💖
مرسی کلم خیلی بهم لطف داری 😍😘
بچه ها رمان تموم شد😝 نظری درباره رمان ندارید؟😀😚
رمان خیلی قشنگی بود دستت درد نکنه ولی اگه یکم طولانی تر میکردی و وقایع رو طولانی میکردی و البته داخل زمانا ی قرون وسطای انگلیس بود خیلی عالی تر از الانش میشد چون اونجوری دستتون باز تر بود برای احساسی تر کردن و جنگاش
چشم تو رمانای بعد جبران میشه😍