

پارت یازدهم
با صدای کسی از خواب بیدار شدم:
ـ ویولت پاشو، ویولت
چشمام رو باز کردم و نگاهی به اطراف کردم.
ساردین کنار تخت نشسته بود.
از روی تختم بلند شدم و نشستم.
ـ بله؟
بعدم مشغول بستن موهام شدم. که گفت:
ـ من تصمیمم رو گرفتم که از این جا برم و دنبال خانوادم بگردم.
یهو بدنم بی حس شد و نگاهی بهش کردم و گفتم:
ـ ساردین چی داری میگی؟ میخوایی بری؟
ـ آره من باید بفهمم که چرا منو تو توی اون جنگل بودیم شاید من و تو خواهر و برادر باشیم.
با این حرفش تنم یخ بست. من و ساردین خواهر و برادر باشیم؟!
دلم میخواست از تنهایی بیرون بیام و تکیه گاهی داشته باشم. اما….
ساردین هرگز…! نمیدونم چرا ولی یه حسی مانع حس برادریم به اون میشه!
نمیتونم اینو بفهمم که اون برادرم باشه!
ـ ویولت، ویولت گجایی؟
با صداش رشته افکارم پاره شد و بهش نگاه کردم:
ـ بله؟
ـ نظر تو چیه؟
ـ راجب چی؟
کلافه دستی به موهاش کشید و گفت:
ـ تو هم با من میایی یا نه؟
ـ اما من تازه اومدم و…
ـ اما و اگر نداره اگه نیایی خودم میرم
تردید داشتم هم نمیخواستم ساردین رو تنها بزارم هم اینکه حوصله گردشگری رو نداشتم.
چشمام رو برای لحظه ای بازو بسته کردم و گفتم:
ـ باشه میام
ـ پس خیلی سریع آماده شو ک بیا پایین
با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم:
ـ چی؟ همین الان؟
ـ آره زیاد لفت نده
بعدم بدون هیچ حرفی از اتاق زد بیرون…!
قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55بعد




























سلام
من این رمانو خیلی دوست دارم
خواهش میکنم تندتند پارت بگذارید
خواهش میکنم
چشم عزیزم حتما قول میدم شبی دوپارت بزارم😄😘
فقط تو سایت پارت میذارید 🤔
سلام خیلی خلاصه رمان قشنگه حرف نداره
عالیه
ممنونم عزیزم امیدوارم از خود رمانم خوشت بیاد ❤💗
عزیزان و طرفدارن رمان الماس آب و آتش به اطلاع شما عزیزان میرسانم که از اول مهرماه هر پنجشنبه هر هفته پنج پارت برای این رمان گذاشته میشه با تشکر❤💞
خیلییییییییی قشنگه نویسنده این رمان بهترین نویسنده جهانه من رمان یک فنجان خاطره ام خوندم و اونم عالی بود
🌹🌹🌹🌹🌹🌹💖
مرسی کلم خیلی بهم لطف داری 😍😘
بچه ها رمان تموم شد😝 نظری درباره رمان ندارید؟😀😚
رمان خیلی قشنگی بود دستت درد نکنه ولی اگه یکم طولانی تر میکردی و وقایع رو طولانی میکردی و البته داخل زمانا ی قرون وسطای انگلیس بود خیلی عالی تر از الانش میشد چون اونجوری دستتون باز تر بود برای احساسی تر کردن و جنگاش
چشم تو رمانای بعد جبران میشه😍