| چهارشنبه 8 بهمن 1404 | 23:26
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
آخرین ارسال های انجمن
  • ۲۳

    چشم غره ای به صبا رفتم و برگشتم توی آشپزخونه، صبا این دفعه صدای تلویزیونو تا ته کم کرد و جیکشم دیگه در نیومد.

    خندم گرفته بود از اینکه صبا انقد از حمید می ترسه از سهیل و سپهر نمی ترسه.

    ساعت رو نگاه کردم اوه اوه دیگه وقت خوابه.

    -صبا بسه دیگه بیا بخوابیم دیروقته

    خمیازه ای کشید و گفت

    -آره بخوابیم ولی من روی تخت می خوابم ها

    -هوف باشه بخواب تو فقط ساکت باش

    من روی زمین دراز کشیدم و صبا روی تخت.

    فکرم رفت سمت مریم و هستی، معلوم نیست اونا چیکار می کنن من بهشون قول دادم که نجاتشون بدم.

    وای خدا فقط سه روز دیگه وقت داریم چون دیگه هستی و مریم و راهیه اونور آب می کنن باید فردا حتما با پسرا صحبت کنم و این خبر رو بهشون بدم ولی نمیدونم چرا اونا اصلا به من نمیگن دارن چیکار می کنن و چه نقشه ای دارن.

    انقدر فکر کردم که نفهمیدم کی چشمام روی هم افتاد.

    با نوری که توی چشم هام افتاد از خواب بیدار شدم بدنم و کش وقوسی دادم و بلند شدم ، دست و صورتمو شستم و کارای مربوطه رو انجام دادم و صبحونه رو حاضر کردم ، این صبا چقدر می خوابه.

    رفتم توی اتاق و شروع کردم به صدا زدن صبا

    -صبا پاشو دیگه چقدر می خوابی

    هرچی صداش زدم بلند نمی شد تصمیم گرفتم روش آب خالی کنم.

    از توی آشپزخونه پارچ آب رو برداشتم و رفتم بالای سرش چند بار دیگه هم صداش زدم ولی بیدار نشد پس حقشه.

    یک،دو ، سه

    پارچ و روش خالی کردم که جیغی زد و با وحشت نشست روی تخت و منم با نیش باز نگاهش می کردم.

    دودقیقه ای که کلا تو هپروت بود ولی یهو به خودش اومد و دادی زد و افتاد دنبالم

    -میکشمت یکتا فقط دعا کن دستم بهت نرسه ذلیل شده زنده زنده چالت می کنم چشم سفید

    قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25بعد

    چه امتیازی میدید به این پست

    میانگین امتیازات ۴ از ۵
    از مجموع ۱۵ رای
    • اشتراک گذاری
    تبلیغات
    • 2374 روز پيش
    • ستایش
    • 50,793 بار بازدید
    • 2 نظر
    لینک کوتاه مطلب:
    نظرات
    • نگار
      18 مهر 1398 | 09:58

      زیبابود

    • نگار
      8 آبان 1398 | 12:51

      خیلییییییییییی قشنگه
      😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍

    نام (الزامی)

    ایمیل (الزامی)

    وبسایت

    معادله امنیتی رو بنویس تا بدونم ربات نیستی *-- بارگیری کد امنیتی --

    درباره سایت
    سرزمین رمان
    سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
    آرشیو مطالب
    آخرین نظرات
    • سجاد رشیدیسلام بنده تست کردم لینک مشکلی نداره...
    • رمان خون درجه ۱سلام ببخشید جلد دوم فایتر هنوز منتشر نشده ؟...
    • Mahyyaسلام ببخشید نمیتونم دانلود کنم چرااا...
    • پریسلام چطور میشه این کتاب را تهیه کرد و خوند؟ من هرچقدر روی لینک دانلود میزنم نمیا...
    • فاطمهسلام هنوزم داری؟...
    • آرتینرمان خیلی خوبیه ولی به نظرم نسترن قربانی شد...
    برای ارتباط با مدیر سایت و انجمن با آیدی تلگرام @sarzaminromanSupportدر ارتباط باشید با تشکر
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.