| یکشنبه 25 مهر 1400 | 13:37
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
دلنوشته‌ی پنجره‌ی چوبی نویسنده ریحانه ولیان پور
  • پنجره‌ی چوبی

    پنجره چوبی را باز کردم و از صدای جیر جیر کردنش لبخند عمیقی میهمان لبهایم شد.

    آرام کنار پنجره جا خوش کردم و گیسوانم را به باد، دستانم را به باران و چشمهایم را به حیاط دوختم تا تمام لحظات این خانه را ازبر کنم که در روز مبادا آرامشم را به حال و هوای پنجره‌ی چوبی و دیوار های آجری بسپارم.

    حال و هوای این خانه گویی تورا از یادم میبرد و من این حس دلنشین را می‌ستایم.آری اینجا، میان این خانه‌ی کوچک و دلنشین قدیمی حال لبخندم خوب است.

    اینجا میان آواز و ستایش پرندگان حال دلم عالی است. کنج به کنج دلم سرشار از شور و شوق وصف ناپذیری است که ریشه در گلدان های لب حوض نیلوفری دارد،درختان همیشه سبز این خانه و گلدان های شمعدانی لب حوض روحم را نوازش می‌کند و آب و اکسیژن روحم را فراهم می‌کند، دراینجا لبخند و آرامش در وجودم ریشه دوانده است و من بسی خوشحالم.

     

    اینستاگرام

     

    پنجره‌ی چوبی

    گوشه به گوشه‌ی وجودم با دست بردن درون آبی که ماهیان را زندگی بخشیده و حیاط خانه را آرامش،

    سرشار از ذوق بچگانه‌ای است که زبانم از وصفش قاصر و قلمم از نوشتنش عاجز است.

    آری هیچ قلمی توانایی وصف حوض نیلوفری و دلنشین، تخته ی چوبی کنج حیاط،

    رقص ماهیان در دل حوض و جنبش پرندگان لب پنجره را ندارد؛

    هیچ مرکبی آنقدر جان ندارد که از ذوق گلدان های آبی و سفید لب حوض درست در بعد از ظهر جمعه جان ندهد،

    بعد از ظهری که مادربزرگ میوه هارا به آغوش حوض می‌سپارد و آسمان اشک شوقش را فرو می‌ریزد،

    جمعه ای که چای خوشرنگ مادربزرگ لبه‌ی تخت سرد می‌شود

    اما لبخند هایمان هنوزگرم است، این جمعه هارا باید ساخت،

    باید داشت و باید ثبت کرد در صفحه به صفحه‌ی ذهن،

    اینهارا باید روی دیوار به دیوار دل حکاکی کرد تا مبادا روزی چایمان سرد نشود.

    پنجره‌ی چوبی

    ما را در اینستا گرام دنبال کنید

     

    ریحانه ولیان پور

     

    دانلود رمان وحشی ، نویسنده مریم قربانپور ، جلد سوم: شاهزاده‌ی خون

    دلنوشته پاییز چرخه‌ی بی انتها ، نویسنده پویا علیبخشی

     

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱۲ رای
    • اشتراک گذاری
    • 120 روز پيش
    • ریحانه
    • 293 بار بازدید
    • یک نظر
    https://www.sarzaminroman.com/?p=15770
    لینک کوتاه مطلب:
    نظرات این مطلب

    نام (الزامی)

    ایمیل (الزامی)

    وبسایت

    درباره سایت
    سرزمین رمان
    سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
    آرشیو مطالب
    آخرین نظرات
    • دنیزخیلی عالی بود من که لذت بردم از خوندنش :)...
    • سلام۵ به بعد نیس...
    • علیدقیقا باهات موافقم...
    • محمد فاضلسلام میشه پی دی اف رمانو برام بفرستید خواهش میکنم...
    • Fatemehوای چه حیف!...
    • Fatemehسلام عذر میخوام ادامه رمان پارا گذاری نمیشه؟؟؟؟؟؟؟...
    error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.