| چهارشنبه 8 بهمن 1404 | 17:19
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
آخرین ارسال های انجمن
  • چند دقیقه ای گذشته بود که تو آغوشش بودم. از بغلش بیرون اومدم. چشمای هردومون خمار بود. از بغلش بیرون اومدم.
    که بهم نگاه کرد و گفت:
    ـ خانومم میشی؟
    لبخندی زدم و گفتم:
    ـ آره پادشاه قلبم
    خنده ای کرد و دوباره تو بغلش فرو رفتم.
    ***************
    زندگیم خیلی قشنگ شده بود. قضیه رو برای مامانم و بابام تعریف کردم و اونها هم خیلی خوشحال شده بودند.
    شروین خانواده ای نداشت و تنهایی و با یکی از دوستاش به خاستگاریم اومد.
    و باهم نامزد کردیم. به حلقه خوشگلی که تو انگشت دست چپم بود نگاهی کردم و لبخندی زدم.
    و یکی از بهترین اتفاق های زندگیم خبر قبول شدنم تو کنکور بود.
    اونم پرستاری بهترین دانشگاه تهران خیلی خوشحال شده بودم.
    چون با شروین نامزد کرده بودم ایرادی نداشت که برم تهران و میتونستم تو خونه ی شروین بمونم چون بهم محرم بودیم.
    و شروین هم راحت تر به کارهای شرکتش میرسید.
    گوشیم زنگ خورد نگاهی به صفحه گوشیم کردم که اسم نفس خودنمایی میکرد. با لبخند جواب دادم که صدای شروین تو فضای گوشی پیچید:
    ـ سلام عشق جان
    ـ سلام شروینی
    ـ وقتی اونجوری اسمم رو میگی ها دلم میخواد گازت بگیرم
    ـ عع شروین دیگه
    ـ باشه خانوم خوشگله
    ـ دریا
    ـ جانم؟
    ـ برای فردا آماده ای دیگه نه؟
    ـ آره
    ـ باشه عزیزم پس من ساعت هشت میام دنبالت که بریم تهران
    ـ باشه
    ـ کاری نداری؟
    ـ نه گلم برو به کارت برس
    ـ فعلا
    ـ فعلا
    گوشی رو قطع کردم و روی تختم دراز کشیدم و به فردا فکر کردم.

    قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65بعد

    چه امتیازی میدید به این پست

    میانگین امتیازات ۴ از ۵
    از مجموع ۲۶۴ رای
    • اشتراک گذاری
    تبلیغات
    • 2224 روز پيش
    • مهلا.ب
    • 197,485 بار بازدید
    • 15 نظر
    لینک کوتاه مطلب:
    نظرات
    • Asma Mokhtari
      13 اردیبهشت 1399 | 10:10

      رمان خوبی هست قلمش هم خوبه اما برا من که از کلاس سوم رمان میخوندم یکم قلمش ضعیفه مثل رمان الماس آب و آتش هم کم بود هم آدم نمیتونست درک کنه .چند تا رمان صحنه دار هم خواندم اگه جاهای صحنه دارش رو بردارم عالیه چون قلمشون بسیار عالیه .مثلا رمان های رویا رستمی میتونست صحنه دارش کنه اما نکرد چون همه رمان هاشو با عشق برا همسرش می‌نویسه انشاالله که پای هم پیر بشن و فسقلیشون همیشه سرشار از موفقیت و شادکامی باشه و زیر سایه پدر و مادرش بزرگ بشه. من کل رمان های رویا رستمی رو خوندم فقط سه تاشون مونده که فعلا می‌خوام خریداریش کنم .من رمان های بیشتر سنم میخونم اما رمان صحنه دار نمیخونم فقط دو تا رمان صحنه دار خوندم که اسم یکیش .دلبر کوچک من بود چون من اعتقاد دارم که هیچ پسری کامل نیست پس چشامون رو درویش میکنیم و پسرا رو نیبینیم که بعدا فردا روز نشه جلو دل بی صاحب رو بگیری .از من به شما نصیحت . رل زدن با پسرا فقط خودتو کوچیک میکنی چون پسره بی همه چیز میاد با خودش میگه چقدر زود بهم اعتماد کرد حالا یه بلایی سرش میارم یا دخترونگیش رو ازش میگیرم .من دارم به تمامی پسرا میگم کاری هم ندارم که خودم هم داداش دارم .من جایی که زندگی میکنم همه منو میشناسن فقط میرم مدرسه و کلاس بعضی از مواقع هم با پسر داداشم میرم مغازه یا پیاده روی .گوشیم هم رمز نداره چون همه اگه رمز داشته باشه رمزشو بلدن .چون نیازی نیست که قاییم کنم . همینطوری که من جلو این قلب بی صاحب رو گرفتم شما هم میتونید ببینید .من تمام این سیزده سال نه عاشق شدم نه دیوونه کسی شدم چون خودم نخواستم .امیدوارم که شما هم جلو دل بی صاحب رو بگیرید و اون رمان های صحنه داری که میخونید رو بخونید و بلکه با همسرتون تجربه کنید . بیخشید که وقتتون رو گرفتم .اسما هستم سیزده ساله .بدرود.راستی من کوچیک هستم حرفای بزرگانه میزنم اما بزرگی به سن نیست بلکه به عقل هست

      • Asmaa
        26 خرداد 1399 | 23:51

        سلام منم اسمام سیزده سالمه با حرفات موافقم

    • Asma Mokhtari
      13 اردیبهشت 1399 | 12:07

      وا مگه میشه که نصفه نیمه تموم بشه .خانوم نویسنده لدفا ادامشو هرچه زود تر بنویسید آخه من حوصلم سر می‌ره اگه هم حوصلم سر بره میرم یه نویسنده دیگه انتخاب میکنم و همه رمان هاش رو میخونم حتی اگه باید خریداری کنی فعلا من برم به کلاسم برسم که معلممون اسکلمون کرده .اما حتما ادامه رو هرچه زود تر بنویس اگه بهت علاقه مند شدم . مطمئنا میام جایی که زندگی میکنی زندگی نامه ات رو پیدا میکنم .چون وقتی هجده سالم شد می‌خوام برم جایی که رویا رستمی زندگی می‌کنه چون عاشقشم البته مبارک صاحبش .من فقط به چشم یه خواهر عاشقشما البته که دخترم هستم اصلا به همسرش بر نخوره من عشق کسی رو نمیدوزدم .حتی اگه دوستم عاشق عشقم شده باشه با عشقم کات میکنم فعلا بای که منفی نازدار رو نگرفتم

    • مهلا.ب
      22 اردیبهشت 1399 | 02:14

      بقیشوووو میزارم😍

      • NAFAS
        15 دی 1399 | 04:43

        سلامممممم
        واییییییی عالی بود لطفا بقیه و زود بذار
        تو رو خدااااااااااا
        عالیییییییییی بود یعنی هر چی بگم کم گفتم

        فقط موشه یکم طولانی تر بدی^^
        ممنونت میشم

        • Nazi
          5 خرداد 1400 | 02:04

          لطفا زودتر بزار عزیزم دوست داشتم رمانتو و در ضمن اگه طولانی تر بکنی خیلی بهتره
          و اینکه لطفا اگه از نظر شهاب مینویسی بنویس شهاب: چون آدم قاطی میکنه
          موفق باشی عالیه خیلی رمانتیک خوبه

      • Nazi
        5 خرداد 1400 | 02:04

        لطفا زودتر بزار عزیزم دوست داشتم رمانتو و در ضمن اگه طولانی تر بکنی خیلی بهتره
        و اینکه لطفا اگه از نظر شهاب مینویسی بنویس شهاب: چون آدم قاطی میکنه
        موفق باشی عالیه خیلی رمانتیک خوبه

      • شهلا
        3 آذر 1400 | 17:02

        واقعا عالی بود عزیزم زودتر بقیشو بزار ما منتظریم

      • Nadia
        3 دی 1401 | 09:34

        لطفا زودتر بزار

    • Soniya
      5 دی 1399 | 17:33

      منم با شما هم سنم و اینکه دقیقا با نظر شما موافقم 👌👌من یه چهار سالی هست رمان میخونم اما همه رمان های یه نویسنده رو دنبال نمیکنم .اگه میشه چند تا رمان خوب به من معرفی کن که خودتم خوشت اومده و خوندی مرسی♥️

    • Nazi
      6 خرداد 1400 | 16:15

      کی میزاری عزیزم من منتظرم

    • Fatemeh
      25 شهریور 1400 | 20:16

      سلام
      عذر میخوام ادامه رمان پارا گذاری نمیشه؟؟؟؟؟؟؟

    • دلارا
      23 آذر 1400 | 14:41

      ادامه بده

      • مهلا بخششی
        22 بهمن 1400 | 09:47

        سلام…من نویسندم..عزیزان انشالله بعد از سال ۱۴۰۲ مینویسم و کتابش میکنم دوستان الان مشغول کنکور …هستم وقت نمیشه شرمنده عزیزان💙

    • رامین
      7 دی 1401 | 03:16

      یه ایرادهای کوچیکی داره ولی در کل پسندیدم انشالله که ادامه میدین

    نام (الزامی)

    ایمیل (الزامی)

    وبسایت

    معادله امنیتی رو بنویس تا بدونم ربات نیستی *-- بارگیری کد امنیتی --

    درباره سایت
    سرزمین رمان
    سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
    آرشیو مطالب
    آخرین نظرات
    • سجاد رشیدیسلام بنده تست کردم لینک مشکلی نداره...
    • رمان خون درجه ۱سلام ببخشید جلد دوم فایتر هنوز منتشر نشده ؟...
    • Mahyyaسلام ببخشید نمیتونم دانلود کنم چرااا...
    • پریسلام چطور میشه این کتاب را تهیه کرد و خوند؟ من هرچقدر روی لینک دانلود میزنم نمیا...
    • فاطمهسلام هنوزم داری؟...
    • آرتینرمان خیلی خوبیه ولی به نظرم نسترن قربانی شد...
    برای ارتباط با مدیر سایت و انجمن با آیدی تلگرام @sarzaminromanSupportدر ارتباط باشید با تشکر
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.