| جمعه 25 خرداد 1403 | 00:34
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
آخرین ارسال های انجمن
دلنوشته ثانیه‌های بی‌امان به نویسندگی حمیرا خلج
  • دلنوشته‌ی ثانیه‌های بی‌امان به نویسندگی حمیرا خلج که خواندنش شما را در رویاها غرق می‌کند و خواندنش خالی از لطف نیست.

    ما را در اینستاگرام دنبال کنید

    دلنوشته ثانیه‌های بی‌امان   در کنجی نشسته‌ام.

    ظاهری تنها

    و افکارم در اوج رویاها غوطه‌ور

    چون گنجشگکی از این سو به آن سو پرواز می‌کنند.

    خود را در مردابی می‌یابم.

     

    صدای غوکان شنیده می‌شود.

    و گاه عقاب‌ها و شاهین‌هایی که با رقص پروازشان سکوت مرداب را می‌شکنند.

    دلنوشته‌ی زیبای کلبه به قلم ریحانه ولیان‌پور

     

    نیلوفرهای آبی، زیبایی مرداب را دو چندان برابر می‌کنند.

    خورشید، با تمام توانش اشعه‌های سوزان خود را به روی مرداب می‌گستراند.

    حتی پروانه‌ها نیز عاشق مرداب شده‌اند.

     

    بازی‌شان گرفته

    با غوکان بازی می‌کنند و خود را میان نیلوفرهای آبی پنهان

    و غوکان نیز به دنبال آن‌ها

    ناگاه خود را در میان کویری تنها می‌یابم.

     

    عطشی سوزان وجودم را فرا گرفته

    دلنوشته ثانیه‌های بی‌امان

    هر جا چشم می‌گشایم جز پهنایی ترک‌خورده چیزی نمی‌بینم.

     

    سر بلند می‌کنم.

    با دیدن ستارگان چشمک‌زن قدری آرام می‌گیرم.

    مبهوت ستاره‌ها شده‌ام.

    حالا دیگر من تنها نیستم.

     

    ستارگان با من هم‌سو شده‌اند و من نیز با آن‌ها

    روحی تازه در وجودم جان گرفته

    می‌ایستم و با چشمک ستاره‌ها به راهم ادامه می‌دهم.

     

    دلنوشته تیتر نویسنده نسیم کاکه باوه

    در افکارم غوطه‌ور گشته‌ام.

    پروازی به سمت طوفان

    طوفانی همراه با گردباد

    و گردبادی بی‌رحم که همه چیز را در مسیرش می‌بلعد.

     

    دلنوشته ثانیه‌های بی‌امان

    و من،

    خود را به درختی کهنسال، محکم چسبانده‌ام.

    درخت، سلطان آن منطقه است.

    کسی جرات بیرون آمدن ندارد.

     

    صدای گردباد پرندگان را فراری داده

    ناگاه ندایی از درون درخت مرا به خود می‌آورد.

    گوش‌هایم را به تنه درخت می‌چسبانم.

     

    دلنوشته‌ی ثانیه‌های بی‌امان

    نوا، قدری بلندتر می‌شود.

    و تو در امان خواهی بود…

     

    در گذر ثانیه‌ها خود را در میان سرمایی جان‌سوز میبینم.

    سرمایی جان‌سوز و طاقت‌فرسا

     

    و در چند کیلومتری‌ام درختانی مملو از شکوفه

    در این سرما و یخبندان با آسمانی تیره و تاریک

    چگونه ممکن است وجود این درختان!

     

    هراسان به دنبال پناهگاه

    دوان به سمت درختان شکوفه

    ناامیدی در لحظه امیدواری

    اوه… خدای من!

     

    این‌ها قندیل‌های شکوفه‌اند.

    دلنوشته‌ی ثانیه‌های بی‌امان

    شکوفه‌هایی غوطه‌ور در یخ

    دادوستدی مرموز میان شکوفه‌ها و یخ

    گرمایی چسبناک وجودم را فرا‌می‌گیرد.

     

    سرم را بلند می‌کنم.

    از درختان چیزی جز شاخه‌های عریان چیزی نمی‌بینم.

    وای خدای من!

     

    شکوفه‌های قندیل بسته گرمایشان به تنم هدیه کرده‌اند.

    گویا منتظر کسی بوده‌اند.

     

    دلنوشته یلدایی از تو به قلم ستایش نوکاریزی

    درختان در عین فداکاری به خوابی عمیق فرو رفتند.

    شکوفه‌ها را جمع می‌کنم.

     

    در گرمایی لذت‌بخش به روی سینه می‌گذارم.

    و در سکوتی توام با آرامش میهمان شکوفه‌ها می‌شوم.

    پایان

     

     

     

     

    چه امتیازی میدید به این پست

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    • اشتراک گذاری
    تبلیغات
    لینک کوتاه مطلب:
    نظرات

    نام (الزامی)

    ایمیل (الزامی)

    وبسایت

    معادله امنیتی رو بنویس تا بدونم ربات نیستی *-- بارگیری کد امنیتی --

    درباره سایت
    سرزمین رمان
    سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
    آرشیو مطالب
    آخرین نظرات
    • مرضیه باقری دهبالاییسلام دوست عزیز، لطفاً در ایتا با این آدرس‌ها ارتباط برقرار کنید تا جلد پنجم در ا...
    • مرضیه باقری دهبالاییسلام M عزیز. جلد پنجمش نوشته شده، اما فقط توی آدرس شخصی بنده توی کانالم می‌تونید...
    • Mسلام نویسنده عزیز ببخشید جلد پنجمش تموم شده اگر شده لطفا مثل جلد های قبلش لینک د...
    • مرضیه باقری دهبالاییسلام عزیزم. مرسی از تعریف و تمجیدتون. آدرس بنده رو توی فایل کتاب پیدا کنید و برا...
    • الناز ازمودهوایییی مرسی بابت رمانتون خیلی عالیه لطفا جلد بعدیش هم بسازید من کا عاشقش شدم🥰🥰🙂...
    • مرضیه باقری دهبالایی😐😑...
    برای ارتباط با مدیر سایت و انجمن با آیدی تلگرام @sarzaminromanSupportدر ارتباط باشید با تشکر
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.