| سه شنبه 4 آبان 1400 | 20:16
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
داستان کوتاه شیدایی برباد رفته. نویسنده لیلا مدرس

موهای پریشانم را شانه زدم؛ آرایش ملایمی روی صورت بی‌روح خود، نشاندم؛باور نمی‌کردم، تمام اتفاقاتی را که برایم رخ داده بود؛ باور نمی‌کردم عشقی که چندین سال همراه من بوده، الان به پوچی ختم شده باشد.دلخور بودم از زمین و زمان، از تک تک کسانی که مرا درگیر این عشق کردند.مگر می‌شد این همه سال، تمام شوخی‌ها و لبخند‌هایش، برایم ...

داستان کوتا قضاوت عشق نویسنده لیلا مدرس

دخترک، با تمام وجود فریاد می‌زد:- به خدا من کاری نکردم. بسه، توروخدا بسه.اما انگار کسی صدایش را نمی‌شنید. خواهر و مادر همسرش، رهایش نمی‌کردند. عصبانی بودند و کتک‌ خوردن ملیکا را، حقش می‌دانستند.همسایه‌های دل‌رحم، با دیدن صحنه‌های دل‌خراش کتک خوردن دخترک، خبر را به گوش مادرش، رسانده بودند.مادر، هراسان خود را به آنها رسانده بود. فاصله‌‌ی خانه‌ی فاطمه خانم، ...

  • 483 روز پيش
  • لیلا مدرس
  • 1,150 بار بازدید
  • 12 نظر

چه زیبا بود آن قدیم‌ها.عشق های یواشکی.مداد و کاغذ و مکتوبه‌های عاشقانه.انگار عشق را فهمیده بود، آن مداد سیاه رنگ.تا روی کاغذ می‌نشست، به آخر صفحه می‌رسید و باید ورق می‌زدی دفترت را.کلمات برای نوشته شدن، مجال نمی‌دادند.می‌شد نامه‌ای برای دل‌های عاشق.که خواندنش، قند دلشان را آب می‌کرد.سیاهه‌ی عشقی که یادگاری می‌شد، لابه‌لای دفتر عشقشان.عاشقانه‌هایشان ماندگار شد و قصه‌ای شد ...

دلت که سفید باشد، همه رویش پا می‌گذارند.می‌بینی، این رسم روزگار است.از همان روز اول که خداوند،برف را، روانه‌ی زمینش کرد، این را نوشت:که سپیدی، هیچ وقت سپید نمی‌ماند.آنقدر رویش پا می‌گذارند تا به سیاهی شب می‌شود.برف چرکین، آرزوی ماندن ندارد.خداوند، تقدیرش را اینگونه نوشت.دست به دامن زمینش می‌شود، تا محو شود.برف ماندنی نیست. تاب ماندن روی زمین و سیاه ...

درباره سایت
سرزمین رمان
سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
آرشیو مطالب
آخرین نظرات
  • شایانعالی...
  • دنیزخیلی عالی بود من که لذت بردم از خوندنش :)...
  • سلام۵ به بعد نیس...
  • علیدقیقا باهات موافقم...
  • محمد فاضلسلام میشه پی دی اف رمانو برام بفرستید خواهش میکنم...
  • Fatemehوای چه حیف!...
error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.