پنجرهی چوبیپنجره چوبی را باز کردم و از صدای جیر جیر کردنش لبخند عمیقی میهمان لبهایم شد.آرام کنار پنجره جا خوش کردم و گیسوانم را به باد، دستانم را به باران و چشمهایم را به حیاط دوختم تا تمام لحظات این خانه را ازبر کنم که در روز مبادا آرامشم را به حال و هوای پنجرهی چوبی و دیوار های ...
- 1805 روز پيش
- ریحانه
- 2,462 بار بازدید
- یک نظر
مهمان دوست دارممهمان قلب من، آن روز به تو گفته بودم.یادت هست؟گفتم که "مهمان دوست دارم و تو هم مهمان منی".گفتی:- مهمان میآید و بالاخره میرود. دوست داشتن مهمان، دو روز است، چه فایده؟نگاهت کردم و با لبخند گفتم:- هر مهمانی نمیرود.آن روز نفهمیدی چه گفتم. رفتی و نفهمیدی که مهمان قلبم شدی.دوباره باز آمدی و گفتی:- باز هم مهمان ...
- 1805 روز پيش
- لیلا مدرس
- 2,380 بار بازدید
- ارسال نظر
هوای صمیمیتچه زمستان سرد و تاریکی است، حال و هوایمان عجیب تنگ است.شال زیتونی رنگی از جنس صمیمیت رنگها به روی پیچ و تاب پریشان موهایم میکشم، طرهای به روی پیشانی میاندازم، ماتیک گلگونی از جنس قهقهههای سرخوش را بر روی لبانم مهر میکنم و از خانه بیرون میزنم.آری گاهی لازم است، سفر کنی به خیالاتت تا شاید مرحمی باشد ...
- 1822 روز پيش
- ریحانه
- 2,526 بار بازدید
- 6 نظر
یلدایی از توگونههای قرمزت، چون اناری خونین رنگ، سرخی شب یلدای من است.پیچ و تاپ موهای قهوهایت، چون موج دریاییست که برای شب یلدای من است.لبهای قرمزت، همچون سیب سرخی، میوهی شب یلدای من است.آغوش ظریفت، شکنندهترین ظروفِ سفرهی شب یلدای من است.چشمان مهربانت، مانند عسل، شیرینی سفرهی شب یلدای من است.شب مژگانت، بلندترین سیاهی شب یلدای من است.صدای دلنشینت، ...
- 1984 روز پيش
- ستایش نوکاریزی
- 2,124 بار بازدید
- ارسال نظر
پاییزپایان عاشقانههاست...پایان قدم زدنهای دونفره، در خیابانهای خلوت، زیر اشکهای آسمان...پایان غم دلانگیز آسمان، پایان بغض سنگینی که تمام جهان را فرا گرفته بود. پاییز اکنون با چشمان عسلی و لباس نارنجی، توشهاش را جمع کرده و راهی سفر است؛ گویی او نیز ناامید از آمدن تو، کاسهی صبرش لبریز شده و جایش را به سرما می دهد.قلب مهربان پاییز ...