| چهارشنبه 8 بهمن 1404 | 18:56
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
آخرین ارسال های انجمن
داستان کوتاه تیام نویسنده مصطفی ارشد

تیامروزگاری در روستای دیزباد علیا، پسری زندگی می‌کرد که نامش بهداد بود. در نزدیکی خانه‌ی بهداد یک قلعه‌ی گِلی کوچک قرار داشت و او عادت داشت که هر شب، در کنار رودی که در چند قدمی قلعه بود بنشیند.یک شب در اوایل فصل بهار، به دیوار قلعه تکیه داده بود که آسمان و ماهِ زیبا را در بالای سرش تماشا ...

  • 1905 روز پيش
  • مصطفی ارشد
  • 2,872 بار بازدید
  • یک نظر
داستان کوتاه شهد شیرین نویسنده مصطفی ارشد

شهد شیرینبه اطرافم سر می‌چرخاندم و به دنبال سوژه‌ی جدیدی برای عکس گرفتن بودم تا بهانه‌ی‌ تازه‌ای برای غرولندهای خسروی درست نکنم.ناگهان میان آن همه ازدحام و هیاهوی بچه‌ها، در آن‌طرف خیابانِ لادن، داخلِ پارک، واکنش جالب یک پسربچه با موهای فرفری، من را به خنده وادار کرد. خنده‌ای که یک بخش از گذشته‌ی شیرین کودکی‌ام را به یاد آورد.پسربچه ...

  • 1913 روز پيش
  • مصطفی ارشد
  • 2,102 بار بازدید
  • یک نظر
داستان کوتاه مهمان کوچک امام حسین نویسنده مصطفی ارشد

مهمانِ کوچک امام حسیننویسنده: مصطفی ارشدیادمه وقتی نه ساله بودم، با موهای فرفری و جثه‌ی نحیفم، از وسط آدم‌بزرگ‌ها به زور خودم رو به جلوی صف، کنار خیابان می‌رسوندم تا که دسته‌های عزاداری امام حسین را ببینم.آخه می‌دونید! علاقه‌ی زیادی داشتم که با لباس مشکی‌ و زنجیر کوچیکم در اول صفِ هیئت باشم.ولی خُب! متاسفانه به خاطر همون جثه‌ی کوچیک ...

  • 1915 روز پيش
  • مصطفی ارشد
  • 2,347 بار بازدید
  • 3 نظر
داستان کوتاه گل های به یغما رفته نویسنده مصطفی ارشد

داستان کوتاه : گل‌های به یغما رفتهنویسنده: مصطفی ارشداسم من دریاست. پاییز امسال که برگ‌ها رنگی شود و دانه دانه خودشان را به تنِ لخت خیابان بسپارند، تازه سنِ من دو رقمی می‌شود و به قول پدربزرگم برای خودم خانمی می‌شوم؛ می‌توانم دیگر چایی درست کنم و صبحانه آماده کنم و از همه مهم‌تر اینکه قدِ من به اندازه‌ی کابینت‌های ...

  • 1920 روز پيش
  • مصطفی ارشد
  • 2,197 بار بازدید
  • 2 نظر
داستان کوتاه خورشید زندگی خودت باش نویسنده لیلا مدرس

خورشید زندگی خودت باش.نویسنده: لیلا مدرساز خوشحالی، سر از پا نمی‌شناخت. بالاخره بعد از کلی درمان، دکتر به او اجازه‌ی بارداری داده بود و این مطلوب‌ترین اتفاق ممکن، طی این چند ماه اخیر بود. برای گفتن این خبر به مسعود، می‌بایست تا شب منتظرش می‌ماند.‌ باید هر چه زودتر او را هم در خوشحالی خود سهیم می‌کرد؛ با یک برنامه‌ریزی ...

  • 1925 روز پيش
  • لیلا مدرس
  • 2,686 بار بازدید
  • 5 نظر
درباره سایت
سرزمین رمان
سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
آرشیو مطالب
آخرین نظرات
  • سجاد رشیدیسلام بنده تست کردم لینک مشکلی نداره...
  • رمان خون درجه ۱سلام ببخشید جلد دوم فایتر هنوز منتشر نشده ؟...
  • Mahyyaسلام ببخشید نمیتونم دانلود کنم چرااا...
  • پریسلام چطور میشه این کتاب را تهیه کرد و خوند؟ من هرچقدر روی لینک دانلود میزنم نمیا...
  • فاطمهسلام هنوزم داری؟...
  • آرتینرمان خیلی خوبیه ولی به نظرم نسترن قربانی شد...
برای ارتباط با مدیر سایت و انجمن با آیدی تلگرام @sarzaminromanSupportدر ارتباط باشید با تشکر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.