| چهارشنبه 5 آبان 1400 | 07:07
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند

خلاصه:زندگی است هر جور که بخواهد بازیمان می دهد، در این بازی ما تمامی مهره هستیم خوب یا بد باید بازی کنیم سربازی باش در مقابل شاه ولی او را با قدرت کمت کیش و مات کن.ترس و وحشت این بازی در تمامی سلول های وجودت رخنه کرده است، حتی جا های تاریک آن!! دور خودت حصار بکش اما قفل ...

  • 782 روز پيش
  • متینا
  • 20,222 بار بازدید
  • 14 نظر

"به نام خدا"ژانر:هالیوودی، ترسناک، عاشقانه*خلاصه رمان*دختری از جنس آتشپسری از جنس آبدو برادر که نیروی هردویشان یکی نبود. و یکی آب و دیگری آتشاین دو ازدواج میکنند.و برادری با نیروی آب پسری به دنیا می آورند.و بعد سه سال برادر دیگر دختر به دنیا می آورند.ملکه شارلوت با این نیرو مخالف بود و همیشه سعی میکرد تا آنها رو ...

  • 856 روز پيش
  • مهلا.ب
  • 24,357 بار بازدید
  • 12 نظر

از پله های مارپیچی خونه بالا رفتم. بارونی ای که تنم بود رو درآوردم. قبل از ورود به اتاق در زدم و با اجازه وارد شدم. همون موقع بود که اون احساس ناشناخته درونم بوجود اومد. احساس زندگی برای کسی. دختری زیبا و فریبنده با معصومیت خاصی لبه پنجره ی حصاردار نشسته بود و زانوهاش رو در آغوش گرفته و ...

  • 945 روز پيش
  • نیلوفر انصارا
  • 1,640 بار بازدید
  • یک نظر

به نام حقمردها-گریه-نمی‌کنندنیلوفر قنبری(سها)آدم های این دوره و زمانه محبت سرشان نمی‌شود.تلخ می‌شویزهر می‌کنی اوقاتشان راقَدرت را بیشتر می‌فهمندمحبتِ نابِ قلبِ پاکتان را تقدیم خودتان کنیدنه این آدم‌های تلخ پسند.تلخ باشید مثل قهوهنچسب باشید مثل نمکدور باشید مثل ستاره...قسمت اولقوری کوچک را، روی کتری رنگ و رو رفته‌ی نارنجی گذاشتم و از آشپزخانه خارج شدم، بیرون آمدنم از آشپزخانه همزمان ...

  • 980 روز پيش
  • نیلوفر
  • 1,214 بار بازدید
  • یک نظر

بسم الله الرحمن الرحیمنام رمان مملو از تهیبرای سومین بار نگاهی به ساعت مچی دستم کردم بله طبق معمول مریم خانم دیر کرده بود.فقط پنج دقیقه به شروع کلاس مونده بود.شوتی به سنگ ریزه ی جلوی پام زدم، کوله ی سنگین روی شونمو جا به جا کردم و به درخت رو به روی نگهبانی تکیه دادم بلکه خانم از راه ...

  • 1073 روز پيش
  • آتوسا رازانی
  • 5,151 بار بازدید
  • 12 نظر
درباره سایت
سرزمین رمان
سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
آرشیو مطالب
آخرین نظرات
  • شایانعالی...
  • دنیزخیلی عالی بود من که لذت بردم از خوندنش :)...
  • سلام۵ به بعد نیس...
  • علیدقیقا باهات موافقم...
  • محمد فاضلسلام میشه پی دی اف رمانو برام بفرستید خواهش میکنم...
  • Fatemehوای چه حیف!...
error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.