| پنجشنبه 9 بهمن 1404 | 01:36

سرزمین رمان

قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند

آخرین ارسال های انجمن
دلنوشته‌ی دوست داشتم تمام دوست داشتنم را فریاد می‌زدم نویسنده زینب قشقایی

دلنوشته‌ی زیبای دوست داشتم تمام دوست داشتنم را فریاد می‌زدم، به نویسندگی زینب قشقایی، شاید حرف دل خیلی از عشاق باشد.ما را در اینستاگرام دنبال کنید. دوست داشتمتمام دوست داشتنم را فریاد می‌زدم!فریادی که انتهایی نداشته باشد...شنونده‌اش هم تنها تو باشی!فریاد می‌زدم در پَس واژه‌ها خواستنت را...همچون شاملو، با یک بوسه در شعرهایم نشان می‌دادم که چگونه تو را می‌پرستم!همچون مجنون ...

  • 1604 روز پيش
  • زینب قشقایی
  • 2,096 بار بازدید
  • یک نظر
دلنوشته‌ی عشق تمایز نمی‌شناسد نویسنده لیلا مدرس

دلنوشته‌ی عشق تمایز نمی‌شناسد به نویسندگی لیلا مدرس حرف دل خیلی از انسان‌های عاشق روزگار ماست.دلنوشته‌ی عشق تمایز نمی‌شناسد، حکایت همین قناری و گنجشک قصه‌ی ماست‌.ما در اینستاگرام دنبال کنید.روزی روزگاری، قناری عاشقی بود.قناری قصه‌ی ما، عاشق گنجشک قهوه‌ای بود.گنجشک قصه‌ی ما، روزها روی درخت بید، این‌سو و آن‌سو می‌پرید و دلبری می‌کرد؛ غافل از نگاه‌های عاشقانه‌ی قناری زرد رنگ.عشق ...

دلنوشته‌ی آرازی در آپارتمان نویسنده ریحانه ولیان پور

دلنوشته‌ی آرازی در آپارتمان، دلنوشته‌ای با چاشنی حسرت، صیقل روح و نوازش گوش.دلنوشته‌ی آرازی در آپارتمان... آخ که ای کاش یه چند دهه‌ای پیش‌تر دیده به جهان می‌گشودم؛ مثلا یک قرن پیش...ما را در اینستا گرام دنبال کنید.ما را در اینستا گرام دنبال کنید.نمی‌دانم؛ اما دلم در این زمان نیست، گوش‌هایم تشنه‌ی شنیدن است، شنیدن قصه‌های شب رادیوی تعمیرشده‌ی پدربزرگ ...

داستان کوتاه لیتیوم به نویسندگی زینب قشقائی

داستان کوتاه لیتیوم به نویسندگی زینب قشقائی، خواندنش خالی از لطف نیست.بعد از مرتب کردن خانه، با برزو تماس گرفتم تا برای غذای ناهار از او نظر بپرسم.خیلی وقت‌ها بدون توجه به علاقه‌ی خودم، غذاهایی که او دوست داشت را برایش می‌پختم.این دوسال زندگی مشترک هر چه نداشت اما باعث شده بود دستپخت من عالی شود.مادربزرگ می‌گفت:« زن همیشه باید ...

  • 1640 روز پيش
  • زینب قشقایی
  • 3,332 بار بازدید
  • 12 نظر
دلنوشته‌ی پنجره‌ی چوبی نویسنده ریحانه ولیان پور

پنجره‌ی چوبیپنجره چوبی را باز کردم و از صدای جیر جیر کردنش لبخند عمیقی میهمان لبهایم شد.آرام کنار پنجره جا خوش کردم و گیسوانم را به باد، دستانم را به باران و چشمهایم را به حیاط دوختم تا تمام لحظات این خانه را ازبر کنم که در روز مبادا آرامشم را به حال و هوای پنجره‌ی چوبی و دیوار های ...

  • 1684 روز پيش
  • ریحانه
  • 2,440 بار بازدید
  • یک نظر
درباره سایت
سرزمین رمان
سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
آرشیو مطالب
آخرین نظرات
  • سجاد رشیدیسلام بنده تست کردم لینک مشکلی نداره...
  • رمان خون درجه ۱سلام ببخشید جلد دوم فایتر هنوز منتشر نشده ؟...
  • Mahyyaسلام ببخشید نمیتونم دانلود کنم چرااا...
  • پریسلام چطور میشه این کتاب را تهیه کرد و خوند؟ من هرچقدر روی لینک دانلود میزنم نمیا...
  • فاطمهسلام هنوزم داری؟...
  • آرتینرمان خیلی خوبیه ولی به نظرم نسترن قربانی شد...
برای ارتباط با مدیر سایت و انجمن با آیدی تلگرام @sarzaminromanSupportدر ارتباط باشید با تشکر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.