| پنجشنبه 11 آذر 1400 | 06:46
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
دلنوشته‌ی دوست داشتم تمام دوست داشتنم را فریاد می‌زدم نویسنده زینب قشقایی

دلنوشته‌ی زیبای دوست داشتم تمام دوست داشتنم را فریاد می‌زدم، به نویسندگی زینب قشقایی، شاید حرف دل خیلی از عشاق باشد.ما را در اینستاگرام دنبال کنید. دوست داشتمتمام دوست داشتنم را فریاد می‌زدم!فریادی که انتهایی نداشته باشد...شنونده‌اش هم تنها تو باشی!فریاد می‌زدم در پَس واژه‌ها خواستنت را...همچون شاملو، با یک بوسه در شعرهایم نشان می‌دادم که چگونه تو را می‌پرستم!همچون مجنون ...

  • 85 روز پيش
  • زینب قشقایی
  • 216 بار بازدید
  • یک نظر
داستان کوتاه لیتیوم به نویسندگی زینب قشقائی

داستان کوتاه لیتیوم به نویسندگی زینب قشقائی، خواندنش خالی از لطف نیست.بعد از مرتب کردن خانه، با برزو تماس گرفتم تا برای غذای ناهار از او نظر بپرسم.خیلی وقت‌ها بدون توجه به علاقه‌ی خودم، غذاهایی که او دوست داشت را برایش می‌پختم.این دوسال زندگی مشترک هر چه نداشت اما باعث شده بود دستپخت من عالی شود.مادربزرگ می‌گفت:« زن همیشه باید ...

  • 121 روز پيش
  • زینب قشقایی
  • 602 بار بازدید
  • 12 نظر
داستان کوتاه غبار مرگ در بن‌بست شمالی نویسنده زینب قشقایی

داستان کوتاه غبار مرگ در بن‌بست شمالی نویسنده زینب قشقاییحوالی نیمه شب با پریزاد از تالار خارج شدیم، دیروقت بود اما ساعت دقیق را نمی‌دانستم.شب پرماجرا و خاطره انگیزی بود.از همان سرشب دهانمان تا بناگوشمان باز بود و با بچه‌ها، دورهمی را خوش گذرانده بودیم.خستگی تمام بدنم را احاطه کرده بود؛ زیر لب زمزمه می‌کردم به قول مامان تا باشه ...

دانلود رمان سوگندجان نویسنده زینب قشقائی

دانلود رمان سوگندجان سوگندجانروایت میکند داستان یک دختر را...دختری که در زندگی‌اش مشکلات زیادی را تحمل می‌کند اما ناامید نمی‌‌شود، در میدان می‌ماند تا روزی‌که مشکلات را از پا درآورد.دختری که در ناز و نعمت بزرگ شده است اما قوی بودن را هم بلد است!دختری که با مرگ پدر بی‌پناهی را...بی‌حامی بودن را تجربه می‌کند؛ اما کم نمی‌آورد.دختری که دلتنگ میشود ...

حوالی نیمه شب با پریزاد از تالار خارج شدیم، دیروقت بود اما ساعت دقیق را نمی‌دانستم.شب پرماجرا و خاطره انگیزی بود.از همان سرشب دهانمان تا بناگوشمان باز بود و با بچه‌ها، دورهمی را خوش گذرانده بودیم. خستگی تمام بدنم را احاطه کرده بود؛ زیر لب زمزمه می‌کردم به قول مامان تا باشه از این خستگی ها که یادآوری‌اش فقط خنده ...

درباره سایت
سرزمین رمان
سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
آرشیو مطالب
آخرین نظرات
error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.