داستان کوتاه فراموشت نکردم، روایتی است از زندگی زنی که به یکباره حافظهی از دست دادهاش را به دست میآورد، خواندنش خالی از لطف نيست.
دلنوشتهی عشق تمایز نمیشناسد به نویسندگی لیلا مدرس حرف دل خیلی از انسانهای عاشق روزگار ماست.دلنوشتهی عشق تمایز نمیشناسد، حکایت همین قناری و گنجشک قصهی ماست.ما در اینستاگرام دنبال کنید.روزی روزگاری، قناری عاشقی بود.قناری قصهی ما، عاشق گنجشک قهوهای بود.گنجشک قصهی ما، روزها روی درخت بید، اینسو و آنسو میپرید و دلبری میکرد؛ غافل از نگاههای عاشقانهی قناری زرد رنگ.عشق ...
- 1633 روز پيش
- لیلا مدرس
- 1,714 بار بازدید
- ارسال نظر
روی نیمکت پارک نشسته بودم و ریزش برگهای پاییزی را نگاه میکردم. عمر من هم همانند این برگها، رو به پایان بود و باید کاری میکردم؛ نه برای خودم بلکه برای پسرکم که هشت سال داشت و بیخبر از گرفتاریهای من، مقابل چشمانم در حال تاب بازی کردن و سر خوردن بود. دلتنگش میشدم. به این فکر میکردم که بعد ...
- 1867 روز پيش
- لیلا مدرس
- 2,618 بار بازدید
- 2 نظر
میگویند عشق را فقط در چشمان یار میتوان دید و من دیدم.هر بار که آسمان چشمانت را دید زدم، دیدم.هر بار که برایم خندیدی، برق چشمانت را دیدم.هر بار که برایم اشک ریختی، زلالی اشکهایت را دیدم.عشق را دیدم.عشق را در تمام وجودت دیدم و به این باور رسیدم که تا چشمانم هست، نیازی به اثبات عشق نیست.چون تو هم، ...
- 1870 روز پيش
- لیلا مدرس
- 1,903 بار بازدید
- ارسال نظر
خورشید زندگی خودت باش.نویسنده: لیلا مدرساز خوشحالی، سر از پا نمیشناخت. بالاخره بعد از کلی درمان، دکتر به او اجازهی بارداری داده بود و این مطلوبترین اتفاق ممکن، طی این چند ماه اخیر بود. برای گفتن این خبر به مسعود، میبایست تا شب منتظرش میماند. باید هر چه زودتر او را هم در خوشحالی خود سهیم میکرد؛ با یک برنامهریزی ...
- 1925 روز پيش
- لیلا مدرس
- 2,688 بار بازدید
- 5 نظر