دلنوشتهی عشق تمایز نمیشناسد به نویسندگی لیلا مدرس حرف دل خیلی از انسانهای عاشق روزگار ماست.دلنوشتهی عشق تمایز نمیشناسد، حکایت همین قناری و گنجشک قصهی ماست.ما در اینستاگرام دنبال کنید.روزی روزگاری، قناری عاشقی بود.قناری قصهی ما، عاشق گنجشک قهوهای بود.گنجشک قصهی ما، روزها روی شاخههای درخت بید، اینسو و آنسو میپرید و دلبری میکرد؛ غافل از نگاههای عاشقانهی قناری زرد ...
- 1754 روز پيش
- لیلا مدرس
- 1,752 بار بازدید
- ارسال نظر
برگ قصهی ما، تنها روی درختش مانده بود.با دیدن بازیگوشی برگهای آزاد و رها، دلش پر میزد تا به جمعشان اضافه شود.اما طاقت دل کندن از درختش را نداشت؛ به او قول داده بود که تا آخر کنارش میماند.مدتی گذشت؛ متوجه دلبریهای برگ تنهای درخت کناری شد.چه باید میکرد با دلبریهای برگی که قلبش را برده بود.دلش میخواست با آن ...
- 2116 روز پيش
- لیلا مدرس
- 2,559 بار بازدید
- 2 نظر
#داستان_کوتاهبا ناراحتی سرم را روی میز گذاشتم. حسی را داشتم که در تمام سالهای عمرم نداشتم. احساس پوچی، تهی بودن، انگار که دیگر، قلبی درون من نمیتپد. چطور به اینجا رسیدم. من کجای مسیرم را اشتباه رفتم که به اینجا رسیدم؟ چه کم گذاشتم که حالا باید شاهد نامزدی دوستم با همسرم که در حال جدا شدن از هم هستیم، ...
- 2127 روز پيش
- نیلوفرآبی
- 3,671 بار بازدید
- ارسال نظر
رمان تنهایی بی انتها، داستان زندگی افرادیست، که دست سرنوشت، طی اتفاقی ناخواسته، آنها را کنار هم قرار میدهد. اما این افراد با وجود داشتن همدیگر، غرق در تنهایی روحی، روانی هستند. آنها ناخواسته، در زندگیشان، به خود آزاری و دگرآزاری مشغولند.در این بین، رازی وجود دارد، که با آمدن نیلا به زندگی شاهین، پرده از این راز برداشته میشود.
- 2137 روز پيش
- مرضیه باقری دهبالایی
- 66,259 بار بازدید
- 18 نظر
چه زیبا بود آن قدیمها.عشق های یواشکی.مداد و کاغذ و مکتوبههای عاشقانه.انگار عشق را فهمیده بود، آن مداد سیاه رنگ.تا روی کاغذ مینشست، به آخر صفحه میرسید و باید ورق میزدی دفترت را.کلمات برای نوشته شدن، مجال نمیدادند.میشد نامهای برای دلهای عاشق.که خواندنش، قند دلشان را آب میکرد.سیاههی عشقی که یادگاری میشد، لابهلای دفتر عشقشان.عاشقانههایشان ماندگار شد و قصهای شد ...
- 2215 روز پيش
- لیلا مدرس
- 2,368 بار بازدید
- ارسال نظر