داستان کوتاه تقدیر تو را خواند به نویسندگی لیلا مدرس قصهای است از سرنوشتی که برایت رقم خورده و خواندنش خالی از لطف نیست.ما را در اینستاگرام دنبال کنیدداستان کوتاه تقدیر تو را خواند - به سادهترین شکل ممکن صورت خود را آراسته بودم؛ اما زیبا به نظر میرسیدم.شیکترین لباسم را پوشیده بودم و عطر دوست داشتنی سعید را روی ...
آسمان در تاریکی خفته و من درکوچههای شب پرسه میزنم.ماه چون چراغی تابان، چهرهیخستهی مرا نمایان میکند.گیسوانم پریشان، جامههای کهنهامپاره و چرک شده است.چه تقدیریست که من را به اینجا کشاند،نمیدانم؛ ولی زمانی که چشمهایکبود شدهام را گشاد کردهو خیره به آسمان چشم میدوزم.حسی غریب در وجودم زبانه میکشد.گاهی با خود گمان میکنم این حس همانیستکه سالیان دراز در پیاش ...
- 1956 روز پيش
- سارا سیارا
- 2,016 بار بازدید
- 6 نظر