| پنجشنبه 11 آذر 1400 | 06:52
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
داستان کوتاه شهامت یعنی بهنام نویسنده مصطفی ارشد

شهامت یعنی بهنامبعد از دو ‌ساعت سفر، به فرودگاهِ مشهد رسیدیم.وقتی داخلِ تاکسی، از شیشه‌ی سه‌گوش کوچکِ صندلی عقب، به محوطه‌ی فرودگاه نگاه می‌کردم؛ حسابی از بزرگی فرودگاه و صدای وحشتناک هواپیماهایی که مو به تن آدم سیخ می‌کرد، خوف کرده بودم.پدرم که از ترس من خبر داشت، از خود نیشابور تا به اینجا من را دلداری می‌داد و از ...

داستان کوتاه تیام نویسنده مصطفی ارشد

تیامروزگاری در روستای دیزباد علیا، پسری زندگی می‌کرد که نامش بهداد بود. در نزدیکی خانه‌ی بهداد یک قلعه‌ی گِلی کوچک قرار داشت و او عادت داشت که هر شب، در کنار رودی که در چند قدمی قلعه بود بنشیند.یک شب در اوایل فصل بهار، به دیوار قلعه تکیه داده بود که آسمان و ماهِ زیبا را در بالای سرش تماشا ...

  • 387 روز پيش
  • مصطفی ارشد
  • 774 بار بازدید
  • یک نظر
داستان کوتاه شهد شیرین نویسنده مصطفی ارشد

شهد شیرینبه اطرافم سر می‌چرخاندم و به دنبال سوژه‌ی جدیدی برای عکس گرفتن بودم تا بهانه‌ی‌ تازه‌ای برای غرولندهای خسروی درست نکنم.ناگهان میان آن همه ازدحام و هیاهوی بچه‌ها، در آن‌طرف خیابانِ لادن، داخلِ پارک، واکنش جالب یک پسربچه با موهای فرفری، من را به خنده وادار کرد. خنده‌ای که یک بخش از گذشته‌ی شیرین کودکی‌ام را به یاد آورد.پسربچه ...

  • 395 روز پيش
  • مصطفی ارشد
  • 572 بار بازدید
  • یک نظر
داستان کوتاه مهمان کوچک امام حسین نویسنده مصطفی ارشد

مهمانِ کوچک امام حسیننویسنده: مصطفی ارشدیادمه وقتی نه ساله بودم، با موهای فرفری و جثه‌ی نحیفم، از وسط آدم‌بزرگ‌ها به زور خودم رو به جلوی صف، کنار خیابان می‌رسوندم تا که دسته‌های عزاداری امام حسین را ببینم.آخه می‌دونید! علاقه‌ی زیادی داشتم که با لباس مشکی‌ و زنجیر کوچیکم در اول صفِ هیئت باشم.ولی خُب! متاسفانه به خاطر همون جثه‌ی کوچیک ...

  • 396 روز پيش
  • مصطفی ارشد
  • 678 بار بازدید
  • 3 نظر
داستان کوتاه گل های به یغما رفته نویسنده مصطفی ارشد

داستان کوتاه : گل‌های به یغما رفتهنویسنده: مصطفی ارشداسم من دریاست. پاییز امسال که برگ‌ها رنگی شود و دانه دانه خودشان را به تنِ لخت خیابان بسپارند، تازه سنِ من دو رقمی می‌شود و به قول پدربزرگم برای خودم خانمی می‌شوم؛ می‌توانم دیگر چایی درست کنم و صبحانه آماده کنم و از همه مهم‌تر اینکه قدِ من به اندازه‌ی کابینت‌های ...

  • 401 روز پيش
  • مصطفی ارشد
  • 703 بار بازدید
  • 2 نظر
درباره سایت
سرزمین رمان
سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
آرشیو مطالب
آخرین نظرات
error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.