| جمعه 14 بهمن 1401 | 14:14
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
آخرین ارسال های انجمن
  • ماهی کوچک قصه ما عاشق شده بود.
    عاشق گربه خاکستری پشت پنجره.
    شب ها را تا صبح بی تابی می کرد.
    صبح که می شد، خیره به پنجره،
    منتظر چشمان سیاهی بود که هر روز،
    تپشهای شیرینی برای قلب کوچکش، به ارمغان می آورد.
    آرزویش شکستن این شیشه و لمس دستان معشوقه ای بود که قلبش را برایش کنار گذاشته بود.
    آه امان از این عشق.
    ماهی کوچک قصه ما هرگز نفهمید،
    معنای نگاه های گربه خاکستری پشت پنجره را.
    تا که روزی، باز شدن پنجره همانا و رسیدن ماهی کوچک قصه ما به آرزویش همانا.
    ماهی سرخ رنگ، خود را به دست معشوقه اش سپرد و لب هایش به سخن باز شد:
    لحظه شماری می کردم برای لمس دستانت. این من و این آرزوی تو، سیه چشم خاکستری من. عشقم را به خاطر بسپار.
    وهرگز نفهمید که چه کرد با قلب آن گربه سیه چشم.
    در آخر
    گربه ماند و تنگ خالی و حسرت دیدن دوباره نگاه های عاشقانه ماهی کوچک قصه ما.

    چه امتیازی میدید به این پست

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۳ رای
    • اشتراک گذاری
    • 1026 روز پيش
    • لیلا مدرس
    • 1,561 بار بازدید
    • 5 نظر
    https://www.sarzaminroman.com/?p=15067
    لینک کوتاه مطلب:
    نظرات این مطلب
    • مائده توکلی
      29 فروردین 1399 | 18:26

      لیلا جانم خواهر خوبم بهت میبالم با آرزوی موفقیت روز افزون

      • لیلا مدرس
        15 اردیبهشت 1399 | 11:24

        ممنون عزیز دل انرژی مثبت منی

    • لیلا مدرس
      15 اردیبهشت 1399 | 11:23

      ممنون عزیز دل انرژی مثبت منی

    • بانوی اردیبهشت
      9 دی 1399 | 01:14

      بسیار زیبا بود، من که لذت بردم از خودندش.👌🏻

      • لیلا مدرس مدیر سایت
        9 دی 1399 | 08:33

        ممنونم لطف دارین

    نام (الزامی)

    ایمیل (الزامی)

    وبسایت

    معادله امنیتی رو بنویس تا بدونم ربات نیستی *-- بارگیری کد امنیتی --

    درباره سایت
    سرزمین رمان
    سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
    آرشیو مطالب
    آخرین نظرات
    • رضا حقیقیسلام خدایی بزارین پارت ۳ تو کفش موندیم...
    • آرزو توکلیخیلی ممنونم از اطلاع رسانیتون.. اما دیگه خواهشا این کار رو انجام ندید مدیریت سای...
    • آوامن اینو پی دی افش رو خوندم فقط اون هم کامل نبود این دو خیلی عاشق هم میشن هوروش م...
    • رامینیه ایرادهای کوچیکی داره ولی در کل پسندیدم انشالله که ادامه میدین...
    • sajjadrashidسلام نویسنده دیگه با ما کار نمیکنه سوالی هست درخدمتیم...
    • بتوچه؟کی جلد هشتمو میزارین ؟ بدجوری تو خمارم😐😛 رمانشو!؟ اوووووف عالی!...
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.