| چهارشنبه 5 آبان 1400 | 13:21
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
  • آسمان در تاریکی خفته و من در
    کوچه‌های شب پرسه می‌زنم.
    ماه چون چراغی تابان، چهره‌ی
    خسته‌ی مرا نمایان می‌کند.
    گیسوانم پریشان، جامه‌های کهنه‌ام
    پاره و چرک شده است.
    چه تقدیریست که من را به اینجا کشاند،
    نمی‌دانم؛ ولی زمانی که چشم‌های
    کبود شده‌ام را گشاد کرده
    و خیره به آسمان چشم می‌دوزم.
    حسی غریب در وجودم زبانه می‌کشد.
    گاهی با خود گمان می‌کنم این حس همانی‌ست
    که سالیان دراز در پی‌اش بوده‌ام.
    به کوچه‌ پس کوچه‌ها سر زدم تا شاید،
    فقط شاید، چاره‌ی دل بی قرارم را بیابم.
    ستاره‌ها چون جواهراتی طلایی رنگ
    چشمک می‌زنند و درخششان را به رخ می‌کشند.
    آسمان چنان در سکوت غرق شده که
    گویی لال است. بالهای پرندگان شکسته،
    زبان باد نمی‌چرخد و دنیا را در حزن
    فرو برده‌اند.
    تمام شگفتی‌ها، رویایم را از سرم پراند.
    تردید…
    تردید…
    تردید مانند خوره به جانم افتاده که مبادا
    سالهای عمر کم‌ارزشم را پی هیچ بوده‌ام،
    هیچ…
    ناگهان دنیا در برابر چشمانم تیره و تار شد
    و آنگاه بود که توانستم به مقصود و
    معبود خویش برسم و رمز آفرینش را دریابم.

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۲ رای
    • اشتراک گذاری
    • 402 روز پيش
    • سارا سیارا
    • 625 بار بازدید
    • 6 نظر
    https://www.sarzaminroman.com/?p=15341
    لینک کوتاه مطلب:
    نظرات این مطلب
    • ستایش نوکاریزی
      یکشنبه 30 شهریور 1399 | 18:27

      من که خوشم امد🙂
      عالی بود❤

      • سارا سیارا
        جمعه 11 مهر 1399 | 19:24

        شما لطف داری

    • Mina
      یکشنبه 30 شهریور 1399 | 20:02

      خیییلی عالی بود سارا جونم موفق باشی

      • سارا سیارا
        جمعه 11 مهر 1399 | 19:25

        مرسی مینا خوشگلم

    • Z. S
      یکشنبه 30 شهریور 1399 | 20:53

      خیلی عالی بود❤️

      • سارا سیارا
        جمعه 11 مهر 1399 | 19:25

        نظر لطفتونه

    نام (الزامی)

    ایمیل (الزامی)

    وبسایت

    درباره سایت
    سرزمین رمان
    سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
    آرشیو مطالب
    آخرین نظرات
    • شایانعالی...
    • دنیزخیلی عالی بود من که لذت بردم از خوندنش :)...
    • سلام۵ به بعد نیس...
    • علیدقیقا باهات موافقم...
    • محمد فاضلسلام میشه پی دی اف رمانو برام بفرستید خواهش میکنم...
    • Fatemehوای چه حیف!...
    error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.