| چهارشنبه 5 آبان 1400 | 00:36
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
دانلود رمان آن ها در تاریکی حضور دارند… نویسنده سامان
  • نام رمان : آن ها در تاریکی حضور دارند…
    نام نویسنده :سامان
    ژانر : ترسناک ، رازآلود

    مقدمه
    داستان درباره ی پسری به اسم آیدن هست که در گذشته به فعالیت جن گیری مشغول بوده و بعد از زیاد شدن ازار و اذیت ، جن گیری رو کنار میزاره اما اجنه دست از سرش برنمیدارند تا اینکه…

    دانلود با فرمت pdf
    و

    دانلود با فرمت apk

    تا پست بعدی یا علی

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۹ رای
    • اشتراک گذاری
    • برچسب ها:
    • 986 روز پيش
    • Im Saman
    • 7,692 بار بازدید
    • 25 نظر
    https://www.sarzaminroman.com/?p=1335
    لینک کوتاه مطلب:
    درباره Im Saman
    writer
      نظرات این مطلب
      • رویا
        جمعه 26 بهمن 1397 | 12:40

        خیلی رمان عالیه واقعا رمانای آقای سامان فوقالعادن!

      • مریم
        دوشنبه 29 بهمن 1397 | 14:04

        سلام آقا سامان واقعا خیلی قشنگ بود این رو اگه میشه جلد دومش رو هم تو سایت قرار بدید خیلی آلی میشه

        • asal
          سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 | 14:01

          خیلییییی هیجان انگیز و خوب بود
          دمت قیژژژژژژژ
          جلد دومشم بذار دادا

      • معصومه
        دوشنبه 29 بهمن 1397 | 14:06

        سلام. خوبید؟ آقا پسر گل لایک داری واقعا رمانت قشنگ بود اگه میشه به فکر جلد دومش هم باشی

      • نسترن
        دوشنبه 29 بهمن 1397 | 14:07

        سلام اقا سامان گل خوبی واااایییی خیلی ترسیدم خدایی ولی هیجان داشت قلمت سبز

      • مهسا
        دوشنبه 29 بهمن 1397 | 14:08

        سلام داداش رمانت آلی بود فقط الامت دیالوگ رو رعایت نکردی وگرنه خیییییییلیی قشنگ بود

      • زهرا
        دوشنبه 29 بهمن 1397 | 14:09

        سلام منم موافقم جلد دومش رو میزاری تو سایت اقا سامان؟

        • asal
          سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 | 14:08

          خیلییییی هیجان انگیز و خوب بود
          دمت قیژژژژژژژ
          جلد دومشم بذار دادا

      • SAMAN
        چهارشنبه 1 اسفند 1397 | 20:05

        سلام ممنونم از نظرات خوب و پر از انرژیتون امیدوارم قلمم تونسته باشه تا حدی سرگرمتون کنه
        جلد دوم رمان بعد از رمان ققنوس سیاه نوشته میشه و میتونید پارت های رمان رو داخل کانال دنبال کنید
        و در جواب مهسا خانم بگم که تمام علامت ها رعایت شد شما منظورتون کدوم قسمت رمانه؟
        ممنونم ازتون بابت نظراتی که لطف کردید و گذاشتید

        • Ghazal
          دوشنبه 17 آذر 1399 | 15:05

          سلام اقا سامان باتشکر از رمان خیلی خیلی زیباتون ببخشید فقط یه سوالی داشتم اگه نتونستیم کانالتون رو دنبال کنیم چطوری جلد دوم رو بخونیم؟فقط اگر می تونین بیشتر ترسناکش کنین ممنون

        • Ghazal
          دوشنبه 17 آذر 1399 | 15:11

          سلام ببخشید اگر نتونستیم کانالتون رو دنبال کنیم چطوری جلد دوم رو بخونیم؟
          و خواستم ازتون اقا سامان خیلی خیلی تشکر کنم بابت رمان خوبتون و خواهش مندم یکم رمان رو ترسناک تر کنین ممنون میشم
          بسیار بسیار داستان زیبایی بود ممنون

        • Ghazal
          دوشنبه 17 آذر 1399 | 15:17

          سلام لطفا جلد دوم رو هرچه زود تر قرار بدین و لطفا داستان رو ترسناک تر کنین و اگر نتونستیم رمان رو داخل کانال بخونیم البته جلد دوم رو چکار کنیم ؟
          واقعا اقا سامان واقعا ازتون تشکر میکنم بابت رمان زیباتون

      • MAHSA
        دوشنبه 14 مرداد 1398 | 23:31

        شما رمان هیچکسانو خوندین فقط اسم کارکترای رمانتونو عوص کردین متن حتی تیکه ها هم همونه فقط شخصیت اصلی داستان بهراد شده ایدن مسعود شده مهران سورن هم شده نیما کاملا کپی هستش وای متنش خوبه خودتون مینوشتین قشنگ تر بود 😐☺ البته دست به قلمتون عالیه

        • Ghazal
          دوشنبه 17 آذر 1399 | 15:13

          سلام ببخشید اگر نتونستیم کانالتون رو دنبال کنیم چطوری جلد دوم رو بخونیم؟
          و خواستم ازتون اقا سامان خیلی خیلی تشکر کنم بابت رمان خوبتون و خواهش مندم یکم رمان رو ترسناک تر کنین ممنون میشم
          بسیار بسیار داستان زیبایی بود ممنون

        • علی
          چهارشنبه 7 مهر 1400 | 22:05

          دقیقا
          باهات موافقم

      • pejhvak
        شنبه 19 مرداد 1398 | 10:43

        عالی بود♥
        حرف نداشت❤

        • دخی بد😈
          پنجشنبه 12 دی 1398 | 21:53

          رمانتون عالی بود اقا سامان حرف نداشت من که آنقدر رفته بودم تو حس داشتم این رومانو میخوندم که خوانوادم صدام میکردن حواسم بهشون نبود واقعا عالی بود دست به قلمتون عالی عالی عالی 😊😊😊😊☺☺☺☺😍😍😍😍😍😍😍😍😍

          • سامان
            جمعه 8 فروردین 1399 | 05:20

            سلام
            خوشحالم که خوشت اومد ❤

            جدیدا برای هم نامی زیاد نویسنده ها ، با اسم مهرداد فعالیت میکنم منتظر رمان لب های سرخ باشین.

      • Heli
        پنجشنبه 22 اسفند 1398 | 14:27

        سلام واقعا عالی بود میشه فصل بعدیشم بزارین

      • محيا
        شنبه 24 اسفند 1398 | 20:45

        سلام ببخشید شما نویسنده رمان های سگ خانه زاد و عالیجناب هستین؟

        • سامان
          جمعه 8 فروردین 1399 | 05:23

          سلام من اون سامان نیستم و دقیقا برای همین تشابه بین من و اقای سامان ، ترجیح دادم با نام دیگه ای کارام رو بیرون بدم. کارام رو میتونید از تلگرام دنبال کنید.
          Telegram.me/Nvisande

      • سارا
        یکشنبه 28 اردیبهشت 1399 | 05:00

        همه رمانای آقا سامان عااالین دوستان..من خودم بعد کلی تلاش آخرش کانال تلگرامشونو پیدا کردم حتما رماناشون رو بخونین درجه یکه قلمشون حرررف نداره..آقا سامان ایول داری😎

      • سارا
        دوشنبه 29 اردیبهشت 1399 | 02:13

        سلام آقا سامان..میدونی جلد دوم سرنوشت یک مرد با رهایم مکن خیلی خیلی دور از انتظار شرو شد مخصوصا قسمت به هوش اومدن سامان میتونست خیلی حرفه ای تر باشه😥..مثلا زودتر بهوش اومده باشه ولی حافظه شو از دست داده بود یا یه چیز دیگه ولی اینکه بعد چهار سال به هوش اومد بعدش هیچ مشکلی نداشتُ زود سرپا شد خیلی بد بود😑..بعد سرنوشت یک مرد خیلی خیلی انتظارم از قلمت تخیلت بیشتره لطفا خرابش نکن😔..امیدوارم نظرم درج شه و ببینی🙏

      • مرضیه باقری دهبالایی
        جمعه 25 مهر 1399 | 10:14

        سلام. شما از کجا می‌دونین علامت گذاریشون ایراد داشته وقتی عالی رو نوشتین «آلی» و علامت رو نوشتین «الامت»!!!!

      • انسان
        چهارشنبه 3 دی 1399 | 21:13

        سلام شما نویسنده ی رمان شروع از پایان هستید ؟ اگر آره لطفا رمان عاشقانه با تم تخیلی بازم بنویسید واقعا قشنگ بود دمت گرم

      نام (الزامی)

      ایمیل (الزامی)

      وبسایت

      درباره سایت
      سرزمین رمان
      سلامی به لطافت گل ها و نرمی شب بوهاخوش آمدی عرض میکنم خدمت تمامی همکاران عزیز و خوانندگان و بازدیدکنندگان گرامی.سرزمین رمان همونطور که از اسمش پیداست، قصری داره که داخلش پر از رمان های جور و واجور و گوناگونِ…داخل هر اتاق رمانی با ژانر متفاوت قرار داره و این قصر اونقدری بزرگ هست که هرچیزی بخوایید درونش پیدا میشه…تولد این قصر درون سرزمین رمان در تاریخ۱۳۹۷/۵/۹ رخ داد و خوش یومی و خوش قدمی قصرمون رو مدیون نویسندگان و همکاران گرامی هستیم که با رمانهاشون مارو سرافراز میکنند.حالا من از شما بازدیدکنندگان و خوانندگان و طرفداران عزیز دعوت میکنم تا باهم از تک تک اتاقهای این قصر دیدن کنیم و قصه ای از هزار قصه های این سرزمین رو بشنویم….
      آرشیو مطالب
      آخرین نظرات
      • شایانعالی...
      • دنیزخیلی عالی بود من که لذت بردم از خوندنش :)...
      • سلام۵ به بعد نیس...
      • علیدقیقا باهات موافقم...
      • محمد فاضلسلام میشه پی دی اف رمانو برام بفرستید خواهش میکنم...
      • Fatemehوای چه حیف!...
      error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!
      کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
      طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.